شوهرم رفت امریکا برای همیشه کارم درست نمیشد یکسالی پیشم بود امروز تنهام گذاشت و رفت خیلی منتظر شدیم نشد رفت منو گذاشت و گفت هروقت درست شد میام دنبالت
دوتا بچه دارم
هشت ساله منتظریم خونه مامانمم اینجا نیست دیشب به خالم گفتم میام خونتون بهونه آورد که نرم خونشون دیگه هیچکی رو جز فامیل شوهرم ندارم
حالا از صبح دارم اشک میریزم خیلی وابستش هستم با وجود دعواهای زیادمون دوسش دارم چیکار کنم از دلتنگی در بیارم