2777
2789
عنوان

خیلی ناراحتم

43 بازدید | 4 پست

دیروز جایی کارداشتم ازصب تا عصر

خیلی خسته و بدن درد بودم

مامانم دیشب زنگ زده.فردا با مامانبزرگت میخام برم بیمارستان چشماش اب مروارید داره عمل کنه

بیا برامون غذا درست کن.شاید بیاد خونمون ازبیمارستان.

تو این کرونایی بااون لباسا تو بیمارستان بوده.

بعدشم عوض نمیکنه چون اعتقاد ندارن

اعصابم خرده

بعدشم هی میاد میگ چرا بچه دارنمیشی


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

باز مامان بزرگه ناراحت میش لابد نموند بمن سر نزد

الان دیگه مهم نیس واقعا 

همینکه اومدن از راه دور وایسا ازشون بگو تا شما دوش میگیرد و لباساتونو عوض میکنید من برم خونم شوهرم داره دنبال چیزی میگرده پیداش نمیکنه 

سریع برو بیرون

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

فقط چای

mina3131 | 41 ثانیه پیش

حس شیشم

hana1996 | 1 دقیقه پیش
2834
2835
2108