2777
2789
عنوان

حکایت

22 بازدید | 0 پست

ملایی در مسجد گفت : من سال های زندگیم را در کنار زنی گذراندم که همسرم نبود ، 

همه حاضران متعجب بودند 

تا ملا گفت : آن زن مادرم بود 

همه افراد خندیدند 

روز های بعد نیز او این جوک را تکرار کرد و همه خندیدند

یک روز دیگر نیز در مسجد ملا گفت که دوباره جوک را تکرار کند و هرچه ادامه اش را فکر کرد یادش نیامد 

نکته بدتر اینکه زنش هم در انجا حاضر بود از خشم میسوخت و بعدش شوهرشو سلاخی کرد ( سلاخی با این س عه ؟ 🤨 )

نکته اخلاقی : یه جوک رو هزار بار تکرار نکنید 😐

نکته غیر اخلاقی : جلوی همسرتون جوک نگین 😐😐

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز