سلام دوستان یه توضیح بدم خب من دقیقا دو ساعتعد آخرین پارت از رمانم که گذاشتم اتفاق عجیبی افتاد،،،،، یعنی دیگه من مجبور نبودم با اون شخص ازدواج کنم! 😐 نمیدونم دعاتون گرفت یا.... ولی خب عوضش یه سری اتفاقات دیگه ای افتاد که حتما از هفته آینده باز براتون پارت هارو میزارم ببخشید اگه یهو چنل رو بستم و..... واقعا تو خماری اتفاقات پیش رو بودم.....