از وقتی فهمیده باردارم فقط یکبار زنگزده تبزیک گفته و تاحالا اصلا احوالی ازم نپرسیده یا نمیگه چیزی لازم داری یا ن البته هرروز با همسرم صحبت میکنه و میگه خانمت چطوره در این حد. خواهر شوهرمم ک زحمت زنگ زدن هم نداده. بنظرتون ب همسرم بگم ک این اخلاقش ناراحتم کرده با اینکه اولین نوه شون هست؟ یا ن بیخیال شم
بهش بگو تو انقد اهمیت میدی به خانوادت البته وظیفت هس بالاخره خانوادت هسن ولی منم توقع داشتم احوالمو بپرسن
♥️♥️خدای مهربونم ممنونم که حاجتمو دادی ♥️♥️ آدما کلا چهار دستن یا ممد یا فاطی یا زهران یا علی😐 بقیه دوستای اینان. 😑😑 یه بار هم تو اتوبوس جامو به یه پیرزن ندادم بالا سرم وایساده بود نگا معنا دار میکرد، منم موقع پیاده شدن میلنگیدم که عذاب وجدان بگیره😬🤪
مادرشوهررمنم هرشب به پسرش میزنگه حال منم میپرسع کل بارداریم یبار کارم کشید بیمارستان زنگ زد زایمان کردم بعد ۵روز خانم تشیف بردن ییلاق دوماه نیومد یبار زنگ نزد حالمو بپرسه به پسراش زنگ میزنه که ازشون خبر همه چیو بگیره دیگه فضول
در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش یه مردادیه جذاب
عزیزم انتظار داشتم برای سن جوونی نیست، رو پای خودت باش و اصلا به این چیزا فک نکن
تو پیری هست که آدما هی توقع تماس و احوال پرسی و سر زدن دارن
میشه برای برآورده شدن حاجتم صلوات بفرستی؟خواسته ای دارم که هرچی سعی کردم بهش نرسیدم و تا مرز افسردگی رفتم اما ناامید نشدم و به لطف و رحمت الهی امیدوارم...
همیشه همینکارو میکنم من دلم از یکی بشکنه دیگ تمومشده هس طرف برام
آفرین انگار نیستن هروقت هم اومدن خونتون با همسرت با ناز حرف بزن مثلا عزیزم فلان چیزرو بی زحمت بیار که دیوونه بشن هروقت هم حالتون رو از خودتون پرسیدن بگو عالی با این همسر مهربون که نمیزاره قند تو دلم اب بشه