بچها کسی اینجا هس ک شوهرشا دوست نداشته باشه بخاطر بچش زندگی کنه؟؟
زندگی است دیگر گاهی خسته ت میکنه خیلی خسته ت میکنه،اونقدر ک دوست داری خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُ یه مدت بری سراغ خودت،هیچکیو نبینی باهیچکس حرف نزنی،حتی نفسم نکشی اما مشکل از اینجاست بعد ک برمیگردی میبینی یک نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی گم میشی...و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست ک ندونی کوجای زندگی هستی
همه میگن خوشی زدع زیر دلت ولی اینقد حالم بد میشه زن شوهرایی که همو دوس دارن میبینم حسرت همه چی بدلم ...
بخدا اگه بهترینم داشته باشی ولی دوست داشتن نباشه هیچی مهم نیس
زندگی است دیگر گاهی خسته ت میکنه خیلی خسته ت میکنه،اونقدر ک دوست داری خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُ یه مدت بری سراغ خودت،هیچکیو نبینی باهیچکس حرف نزنی،حتی نفسم نکشی اما مشکل از اینجاست بعد ک برمیگردی میبینی یک نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی گم میشی...و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست ک ندونی کوجای زندگی هستی
میگم ک به اجبار شوهر کردم کس دیگه ای یا دوست داشتم ولی خانواده ام نذاشتن الان از فکر اون بیرون نمیام از صبح فقط گریه کردم به حال خودم کاش بچه نداشتم هنو سنی ندارم ک بخوام تحمل کنم
زندگی است دیگر گاهی خسته ت میکنه خیلی خسته ت میکنه،اونقدر ک دوست داری خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُ یه مدت بری سراغ خودت،هیچکیو نبینی باهیچکس حرف نزنی،حتی نفسم نکشی اما مشکل از اینجاست بعد ک برمیگردی میبینی یک نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی گم میشی...و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست ک ندونی کوجای زندگی هستی
بچه ها من شوهرم قبلا خیانت کرد بهم ولی اونقد خر بودم طلاق نگرفتم خاک تو سرم. الان میخوام یکاری کنم دوباره خیانت کنه من دليل داشته باشم برا طلاق. بنظرتون اینکارو بکنم؟
زندگی است دیگر گاهی خسته ت میکنه خیلی خسته ت میکنه،اونقدر ک دوست داری خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُ یه مدت بری سراغ خودت،هیچکیو نبینی باهیچکس حرف نزنی،حتی نفسم نکشی اما مشکل از اینجاست بعد ک برمیگردی میبینی یک نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی گم میشی...و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست ک ندونی کوجای زندگی هستی
من حق طلاق دارم ولی چه فایده بچه ام ۸ ماهشه از فکر اونم دیونه میشم..بابا نداشته باشه
زندگی است دیگر گاهی خسته ت میکنه خیلی خسته ت میکنه،اونقدر ک دوست داری خودکارتو بذاری لای صفحات زندگیت وُ یه مدت بری سراغ خودت،هیچکیو نبینی باهیچکس حرف نزنی،حتی نفسم نکشی اما مشکل از اینجاست بعد ک برمیگردی میبینی یک نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و توهم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی گم میشی...و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست ک ندونی کوجای زندگی هستی