می دونم تک فرزندی از نطر روانی خیلی به بچه فشار میاره به خصوص در بزرگسالی وبعدفوت پدر مادر، بچه پخیلی تنها میشه. این واقعیته.
اما راستش دیگه اصلا مایل نیستم زایمان کنمو بارداری رو تجربه کنم، دیابت و کم کاری تخمدانمم از دلایل اصلی ام هستن.
خدا به من لطف کرد و یه پسر کوچولو بهم داد، حالاراستش به شدت فکر می کنم
پسرم که یه کم از آب وگل در اومدبا همسرم بریم سراغ یه بچه ای که به هر دلیلی (نبود پدر یا مادر ، اعتیاد ، فوت والدین ،وضعیت بد مالی یا ...) سرپرستش حاضر باشه حضانتشو بده به ما و با رضایت وتوافق خودشون پسرشون رو به سرپرستی بگیریم . اینجوری هم ما صاحب فرزنددوم شدیم وهم یه بچه صاخب خانواده ی متعادل تری میشه.
هنوز خانواده یا اولیایی رو پیدا نکردم ولی با شرایط اقتصادی وفرهنگی امروز مطمینم فقط کافیه به چند نفر توی بهزیستی بسپریم حتما یه کوچولو رو بهمون معرفی می کنن.
باهمسرم حرف زدم، نظرش منفی نیست، ولی ترس داره چون یه تصمیم خیلی مهمه و دور و برمون هم کسی این کار رونکرده ولی من واقعابه درستی اش ایمان دارم.
حالا شما با فرض این که این اقدام کاملا قابل تحقق شده، نقدهاتون و نظراتتونو بهم بگید، ممنونم.