چند شب پیش خونه مامانم بودیم گفت خواهرم و شوهرش مرض هستن آنفولانزا گرفتن (البته از شروع ع کرونا این بار دوم شونه)منم فرداش زنگ زدم احوال شو بپرسم بهش گفتم شما که اینقدر مراعات میکنید چرا باز مریض شدین گفت که رفتیم پاساژ کاموا خریدیم فک کنم بخاطر همین بود منم گفتم با این درجه بالای رعایت شما با یک مغازه رفتن که مبتلا نمیشی احتمالا شوهرت مریضی رو آوردن هم باشگاه میره هم بنگاه میره خلاصه مدام اینور و اونوره .دیگه خلاصه سرتون رو درد نیاورم از همین حرفا باهم زدیم تا اینکه شب شوهرش بهم پیام داد