داستان زندگی معمولی دو تا عاشق که دور و برشون پر بود از آدم های حسود
دو تا بچه ! که تونستند پا بذارن رو رسم ها و برای خودشون زندگی کنند
دو تا بی تجربه که حالا شدند راهنمای دوستاشون
دنیا بی نهایت بهمون سخت گرفت ولی ما از اون سخت تر بودیم
همه اینا رو دارم کم کم تو پیجم می نویسم
دوست دارم شما هم باهام همراه بشید و اگر تجربه ای دارید برام بفرستید ماچ به همه تون