من مادر شوهرم اخلاقش یه جوریه تا دوبار توی غذا کمکش کنی دیگ بعد اون میشه وظیفه تو
مثلا ی بار شوهرم امد منو برای ناهار ببره تا برسیم اونجا ساعت دو شده بود هنوز منتظر بود من برم خودم ناهار درست کنم
الان دیگ اصلن کار نمیکنم اصلان
ولی اون دفعه خاهر شورم که مجرده میخاست ظرف بشوره به من نگا کرد بعد گفت میای باهم بشوریم
حس میکنم مادر شوهرم یادش داده