شعر دختر آواره
میدونم یه گوشه نشستی غمگینی
تو دختر نجیبی بودی الان شکستی غمگینی
هی گریه میکنی بیهوده ذهن تو شلوغ میکنی
آخرش به خودکشی اشتباه فکر میکنی
میدونم این زمونه نامرد با تو هم بد شد
حتی تا بینهایت بدتر بدتر شد
پس چرا ناراحتی واسه اون بلا
با خودت میگی چرا آخه اون آدم بدا
چرا اسیر آزار و اذیت شدم من
الان چی شد گرفتار غم شدم من
حالا بین همه انگشت نما شدم
چرا با راهنمای بد همراه شدم
درسته من منحرفم
ولی خدایی هست از اون طرفم
دلمو میدم به دستش من آواره
بعدش میشم دختر پاک دوباره
شعر از سپهر صابری
این ترانه و ترانه بچه های کار
دو تا از کارای من در کتابم یعنی ترانه های ماندگار سپهر هستش
که تقدیم میکنم به همه شما مهربونا😊🌹🌹🌹🌹
ترانه های سپهر