من تهرانم
اونا گرگانن مسافتی نیست. اما شوهرم همکاری نمیکنه باهام میگه بقیه کمک کنن تو چرا بری
من خودم پرستارم خودم بهتر از همه میتونم ولی شوهرم درک نداره ...
پدرم پیش مادرم هست که اصلا نمیتونم رو کمکش و روی هیچیش حساب کنم...
دو سال پیش مادرم خورد زمین دنده هاش شکست
اینقدر زجر کشیدم پا شدم رفتم گرگان هنوزم که هنوزه شوهرم سرکوفتم میزنه...یعنی نمیگذرم ازش
ابتدای زمستون مادرم کرونا گرفت نذاشت من برم خونمون
مردم و زنده شدم تا مادرم خدا رو شکر خوب شد اما نصف عمرم کم شد...
حالا هم اینجوری