سلام.دوستان همسرم دیروز رفته شهرستان بامادرش.بعد من با خانم همکارش رفتم عروسی.با اطلاع قبلی ن بدون اجازه.یهو دیدم زنگ زده ک چرا بدون من رفتی چرا بدون اجازه رفتی .من دیگه بتو کاری ندارم.من ب بابات زنگ میزنم وبهش میگم.امشب اومد من سلام دادم جواب نداد شام اوردم.خورد رفت خوابید دلم نمخاد برم کنارش بخابم ولی بازمیگم کش پیدا میکنه این رفتارش.چیکارکنم؟حتی زنگ زدم امروز رد داد.بعد ازچن ساعت زنگ زد جان کارداشتی جلو مادرش میگم کی راه میفتی حالا منم میدونستم راه افتاده میگه معلوم نیس بعد گفت ت راهم.راهنماییم کنید