سلام دوستان من یه اشتباهی کردم ، من چند ماهی هست که عقد کردم و قبل از همسرم یه خاستگار داشتم که تا مرحله ی بله برون جلو رفتیم و بعد بهم زدم ، چند روز پیش با مادر شوهرم خونه تنها بودیم خیلیم باهم صمیمی هستیم و مهربونه داشتیم باهم درددل میکردیم که گفت من قبل از شوهرم یه اقای دیگه اومد خاستگاریمو بله برون کرفتیم. و بعد که دیدم مادر شوهرم داره داستان خودشو تعریف میکنه با خودم فکر کردم شاید شوهرم درمورد خاستگار قبلی من به مادر شوهرم گفته و منم گفتم منم مثل شما به بله برون کوچیک داشتم و نشون اوردن.حالا پشیمونم که گفتم بهش چون همسرم وقتی فهمید که به مادرش گفتم خیلی عصبانی شد و گفت که دوست نداشت خانواده ش در مورد خاستگار قبلی من بدونن، گفت دلم میخواست اونا بدونن که تنها مرد زندگی تو من بودم. حالا خیلی ناراحتم و پشیمونم که کاش بهش نگفته بودم ولی خیلی ساده م و یه دفعه حواسم نبود گفتم😭 چیکار کنم این حس بدو پشیمونیم از بین بره؟ کاش زمان به عقب برمیگشت و بهش نمیگفتم😭😭
اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ درخواست دوستی ندین قبول نمیکنم