سرما خورده ، تست کرونا نداده ، دکترم نرفته فعلا تو خونه مونده ، من همش براش سوپ و شلغم و دمنوش درست میکنم ، بعد امروز گف یه دوش بگیرم میخوام برم خونه مامانم چیزی ازش بگیرم گفتم دوش نگیر اگه میخوای بری بیرون ، گف دخالت نکن تو کارم ، انقدر دلم شکست فقط بهش گفتم بی چشم و رویی اونم پرخاش کرد ، اصلا انگار عادی شده برامون انقدر این چند مدت همش دعوا و توهین بوده