نیما رفت خونه بابای حامد و گله کرد که چرا اون مقشر مرگ مادرش بوده و اینکه چرا اونو سپرده دست بحری بعدم رفت سر خاک باباش
بعدم حامد رفت زندان و از راضیه اعتراف گرفت که توی پرونده ی نیما موثر باشه راضیه همه چیز رو درمورد رابطه ی خودش با زنده دل گفت😖حالا وکیل نیما همون بهرامی اومد تو زندانو یه ذره سعی کرد راضیه رو وسوسه کنه که دوباره مانلی بشه ولی راضیه قبول نکرد