اولش نه ...یادمه طرف افسردگی گرفته بود شدیدا !!! مامانش و خواهرش زنگ زدن ک حالش خوب نبس افسرده اس فلان منم میگفتم چیزی نیس خوب میشه ( خداشاهده ذهنیتی ار افسردگی نداشتم) تا ابنکه روزگار چنان گذشت ک منو در همون موقعیت قرار داد دلمو شکوندن و افسرده شدیدی شدم !!! اونموقع بود ک پشیمون شدم اما چ فایده
البته بعدش ازش حلالیت گرفتم ...طفلی هنوزم عاشقم بود و گفت بیا برگردیم و باهم باشیم اما من روی برگشتو واقعا نداشتم