ببین منم همین مشکلو داشتم. شوهرم میگفت ا مامان و زن داداشم آشپزی یاد بگیر.
حالا من ۴ سال زندگی دانشجویی داشتم.
۳ سال هم دوران راهنمایی مدرسه شبانه روزی بودم و نظافت اتاق ها و راه پله و ظرف شدن با بچه ها بود.
یبار مادرشوهرم تو دعوام بهم گفت تو هییییچی از خونه داری نمیدونی منم درجوابش گفتم منم خیییلی چیزا میدونم که شما نمیدونی(فوق لیسانس دارم اونا کل خانوادشون دیپلم)
البته حرف بدی زدم ولی حقش بود. جواب های هوی هستش.
بعد از عروسی شوهرم میگفت تو مگه قبلا آشپزی میکردی دوران دانشجویی؟
گفتم کم در حد ته چین و اینا. گفت خیلی دستپختت خوبه پس چجوریه میگن طرف تا حالا کار نکرده؟
گفتم اونو مادرت نقطه ضعف کرده بود که بتونه تو رو علیه من تحریک کنه. منی که ریاضی به اون سختی رو پیش بردم دیگه یه آشپزی چیه که از پسش برنیام؟
پر رو باش اسی جواب بده