من از مادر شوهرم گرفتم میدونستم مریضه خونشون نمی رفتم بعد یک ماه که کلی گلایه کرد که به من سر نمی زنین رفتم خونشون از اونجا گرفتم البته خفیف بود واسه من مثل مادرشوهرم شدید نبود
خدای بزرگ میدونم همیشه حاضر و ناظری اما غفلت های گهگاه منو ندیده بگیر و خودت هوامو داشته باش .وامیدوارم کمکم کنی تو دلیلم رو صحیح و سالم بغل بگیرم