2777
2789
عنوان

شرمندع/

| مشاهده متن کامل بحث + 773 بازدید | 154 پست
دورت بگردم.../

خدانکنه ولی خیلی بدی

من یه دختر لوس نازنازوعه مامانی ام🤪بدبخت مامانم چی میکشه از دست من🥺یه دختر که همه اتاقش صورتی و دنیای صورتی داره💟یه دخی که نوتلارو میشینه یه نفر کلشو میخوره😂یه دختر که هروز لاکشو تمدید میکنه💅یه دخی که هروز با لباس مجلسیاش با مامانش قر میدههه💃

@ماه_صنم_الدوله     عزیزم سارا چرا لغو شدع؟/

ب نی نی یار گفتم برش گردونع...اگ ازش اطلاع داری از طرفم خدافظی کن ازش...بگو نگار دلش برات تنگ میشع....

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدانکنه ولی خیلی بدی


  /

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
قلبم و نذرت خویشک 😔من بعد تو چیکار کنم تنهای تنهام 

زود میگذرع....عادی میشع بعد چن روز مالکم/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
عنتر گفتم دیگه نمیری از سایت گفتی نه    

گفتی قبول؟گفتم نع  /

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
😐😐😐😐😐تففففففففففف


 د چمت/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
زود میگذرع....عادی میشع بعد چن روز مالکم/

واسه من عادی نمیشه من همیشه و هر لحظه یادت میمونم یادم نمیره تلخ و شیرین لحظه هامون با هم یادم نمیره اونهمه محبتت به من

؟🖤🥀

@fatemezahra120     فاطیع من....شرمندع  بعد کنکور میام/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
واسه من عادی نمیشه من همیشه و هر لحظه یادت میمونم یادم نمیره تلخ و شیرین لحظه هامون با هم یادم نمیره ...

عی فدات شم...پر پر شم برات...دلمو خون نکن دیگ..برا خودمم سختع/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
عی فدات شم...پر پر شم برات...دلمو خون نکن دیگ..برا خودمم سختع/

خدا نکنه بمونی برام به امید موفقیتت اون روز قشنگ ترین روزه هر دومون در انتظاریم چی بگم که حال هر دوتامون مثل همه 😔

؟🖤🥀
خدا نکنه بمونی برام به امید موفقیتت اون روز قشنگ ترین روزه هر دومون در انتظاریم چی بگم که حال هر دوت ...

انشاءالله...همع چی درست میشع قول میدم عارزو ی من....فدات بشع نگار/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

@venosendo خیلی دلم برات تنگ میشع...حیف دو روزع نیسی....وقتی برگشتی این تاپیکو خوندی سایتو نزاری رو سرتاااا  فدات شم من....بعد کنکورم بر میگردم...خدافظ رفیق جانم  /

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز