1920
1924

با مایی

تمامي دينم به دنياي فاني،شراره ي عشقي که شد زندگانی،به ياد ياري خوشا قطره اشکي،به سوز عشقي خوشا زندگاني،هميشه خدايا محبت دلها،به دلها بماند به سان دل ما،که ليلي و مجنون فسانه شود،حکايت ما جاودانه شود،تو اکنون ز عشقم گريزاني،غمم را ز چشمم نمي خواني،از اين غم چه حالم نمي دانی،پس از تو نمونم براي خدا،تو مرگ دلم را ببين و برو،چو طوفان سختي ز شاخه غم،گل هستي ام را بچين و برو،که هستم من آن تک درختي،که در پاي طوفان نشسته،همه شاخه هاي وجودش،زخشم طبيعت شکسته 

میدونستی با بیمه میتونی 

سرمایه گذاری کنی ؟

سلام خانما من دچار اظطراب واسترس شدیدم‌ حدود ۶ساله ازدواج کردم.قبلا استرس ایدز وبیماری داشتم.الان ترس تجاوز طوریکه مرد غیر ازشوهرم‌وبرادرم‌ببینم‌حالم بد میشه ازترس 

1922

وقتی میترسم هیچی یادم نمیاد.بعد ناراحت ودمغ میشم چون شوهر دارم اگه مرد نامحرم ببینم ونفهمم برخوردم چطور بود باش ازترس بعد از اون عزا میگیرم وتنم خیس از عرق میشه.حالا چندروزه نتونستم تحمل کنم رفتم خونه پدرم گریه زاری بعد زنگ زدم  داداشم‌وزنداشم بیان‌پیشم

میدونم‌هفته دیگه نوبت دارم ولی الان یچیزی سده اگه‌نمیومدم اینجا بگم میمردم

ان شاالله هرچی زودتر خوب میشی،،،حالا من برعکس توام نسبت به داداش و برادرم این حس رو دارم

وقتی داری روزای سختی رو میگذرونی و متعجبی که پس خدا کجاست؟یادت باشه که استاد همیشه موقع امتحان سکوت میکنه❤🙂

بعد داداشم‌منو برد خونه اش با زنداشم‌که دوبرو‌برم‌شلوغ باشه مامانم‌ هم‌اومد.حالا امروز زنداشم‌که دخترداییمه گفت بیا بریم‌خونه بابام اینا منم‌ قبول کردم

1911

بعد اونجا خونه داییم‌پسرداییام‌رو دیدم‌مردم‌خصوصا یکیش سالها‌پیش یه بار که پسرعموم‌فوت کرد با خواهرس اینا اومدن خونمون بعد تو تنهایی به بهونه بغل ودلداری سینه ام رو‌فشارداد‌ حالا امشب از یه موضوعی یدفعه حرص خوردم‌بعدش ترس برم داشت‌ که‌نکنه‌ با من کاری‌کرده

1904
بعد اونجا خونه داییم‌پسرداییام‌رو دیدم‌مردم‌خصوصا یکیش سالها‌پیش یه بار که پسرعموم‌فوت کرد با خواهرس ...

خودت داری به خودت تهمت میزنی😂😂😂هیچکاری نکرده نترس

زندگی زیباست سختش نکنیم رفاقت قشنگه سختش نکنیم   
عزیزم آروم باش❤برای آرامش دلت صلوات فرستادم الهم صلی علی محمد و آل محمد🌹❤ همه مردا که بد نیستن عز ...

امشب با زنداشم‌که‌دخترداییمه رفتیم‌خونه داییم‌ اونجا پسرداییم‌که چندسال پیش سینه امو فسار داد اونموقع راهنمایی بودم‌یکی ازفامیلامون فوت کرد من‌گریه کردج موقع دلداری دادن اینکار کرد

عزیزم الان از چی انقد پریشونی؟

نوشته هامو‌تا آخر بخونید نوشتم عزززم.ازاینکه نکنه یه لحظه تو تنهایی من‌ چون ترسیدم هوش وحواص ندارم کاری کرده اینقدر میترسم که‌میگم‌نکنه خودم رفتم .اظطراب شدید دارم‌حالا هفته دیگه نوبت دکتر دارم

1918
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1905
1762

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

اينستا

a10aten | 29 ثانیه پیش
1907
1914
1492
1909
1763
1919
1868
1902
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1766
1872
1769
1921
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   arzou1386  |  15 ساعت پیش
توسط   karaoke  |  12 ساعت پیش