من داشتم رمان ترسناک میخوندم، تو رمان پسره رو کاناپه دراز کشیده بود ک یهو برق میره و ی موجودی میاد از پاش میکشع دور تا دور اتاق،
جالب اینکه منم درحال دراز کش رو کاناپه داشتم اینارو میخوندم، از شانس بدم یهو برق رفت، دلم میخواست جیییغ بکشم همش رمانه میومد جلو چشام منتظر بودم منو هم یکی بِکشه.تازه تنها هم بودم. سکته کرررردددمممم