من بخاطر ک چند روز دیگه زایمانمه اومدم شهر مامانم اینا
شوهرم نیست باهام
دختر صاحبخونمون هم همونجا طبقه بالا زندگی میکرد از اولم میکفت باشوهرس مشکل داره دیشب به من زنگ زده میگه شوهرم رفت پیش خونوادش ک یه شهر دیگن بمنم گفت اگه نمیای طلاقت میدم بچه هم ازت میگیرم باعث بانی دعوامون هم شوهر تو شد
گفتم چرا ؟؟؟؟
گفت رفته اجاره خونه رو تو مغازه شوهر من کشیده بعد ک مامانم بهش گفته چرا رفتی اونجا کارت کشیدی
و باهاش بحث کرده
حرفای مامانم رو رفته به شوهرم گفته ک چرا پولو ندادی بهشون
اونم اومده خونه همینو بهونه کرده ک شما بمن اعتماد ندارین و رفته!!!!!!!
خلاصع من سعی میکردم آرومش کنم گفتم خب چند وقت برو مگه من و شوهرم از پدر مادرمون دور نیستیم چ اشکال داره چند وقت برو اونجا
بعد یهو بمن گفت هه به شوهر تو ک خیلی خوش میگذره اینجا همش با رفیقاشه
بعدم قطع کرد