آقا من یه مشکلی دارم . جاریم یه رفتارای سینوسی ای داره یه بار خوبه یه بار بده . بیشتر بده و از همه بد تر اینکه جلوی روم خیلی بد نیست و گهگاهی یه تیکه هایی میندازه و اذیت میکنه ولی بیشتر از اون مشکلم اینه که میره پشت سرم با مادرشوهرم حرفای چرت و پرت میزنه نه اینکه حالا بد بگه مستقیم ولی ناجور صحبت میکنه و پاشو از حدش فراتر میذاره و اینکه متاسفانه خانوادش خیلی عقده ای بارش اوردن و این باعث شده به همه چیز حسادت کنه و همش بشینه بهشون فکر کنه . و اینکه اگر من دستمو بکنم تو دماغم از فردا همه ی هم و غمش اینه که اونم دستشو بکنه تو دماغش و اگر هم نتونه میگه من از این لوس بازیا خوشم نمیاد حالا جدای جاریم سوالم اینه که چجوری به مادر شوهرم بفهمونم که نیاد به من حرفاشو انتقال بده اصلا . حالا اون هر کاری میکنه خودش میدونه و خدا اما من دلم نمیخواد در جریان باشم . و اینم بگم خدارو شکر رابطه صمیمانه ای دارم با مادر شوهرم و نمیخوام رابطمون خراب شه ولی نمیخوام بیاد حرفای اونو پیش من بزنه