شوهرم تو مرغداری باباش اینا کار میکنه حقوق کارگری میگیره از روزی که جوجه میاد دیگه خونه نیست تا روزی که جوجه بار بشه گه گاهی میاد خونه اما بیشتر اوقات من تنهام مثلا این دوره سه ماهه من از ۹۰روز ۸۰روزش رو تنها با دختر کوچیکم تو خونه بودیم نه بیرونی نه تفریحی نه پول درست درمونی هیییچ تازه باید شبام مث جغد بیدار باشم یه وقت چیزی نشه چون از تنهایی میترسم
حالا اینا هیچ یه هفتس کارگرای افغانیشون رفتن هیچکی تو مرغداری نیست شوهرم داره نگهبانی میده ۲۴ساعته
بخدا دیگه خستم شدم اجازه هم نمیده برم خونه مامانم اینا
اعتراضم میکنم میگه همینه پول دراوردن سخته
هرجور حسابش میکنم من نه حمایت عاطفی میشم نه مالی نه جنسی
تا یچی میگم میگه فک کردی اگه بشینم تو خونه شکممون پر میشه
تو این یه هفته یبارم پدر شوهرم نگفته پسرم برو خونه لااقل من صبح ها اینجام تو برو یه سر به زن و بچت بزن
ادم اینقدر بی معرفت ؟؟؟؟؟