سلام به همگی
من روزی که عقد کردم شوهرم گفت مهریه ت کم باشه ولی من هر چیزی که بخرم سهم تو توش محفوظه حالا هر چی که باشه....
همون شد که مهریه م شد ۵ تا سکه
الان ده سال میگذره، یه سواری داریم به نام خودشه،یه ماشین سنگین داریم به نام خودشه، یک ساله خونه خریدیم که هنوز سندش آماده نشده،با هزار تا بدبختی و دردسر این خونه رو خریدیم حتی به خاطرش شش ماه تو یه زیر زمین زندگی کردیم که سوسک شبا از روت رد میشد،واقعا عذاب کشیدم،نمیگم من تنها،چون اونم خیلی زحمت میکشه...
از اول گفت دو یا سه دونگ از خونه رو به نامم میزنه...
ولی الان که سند نزدیکه میگه نه اصلا چه معنی داره؟ داری اینجا زندگی میکنی دیگه، مگه چیکار کردی؟ الان من چیکار کنم؟ اون سری قهر کردم بعضی از خانوما گفتن خوب با قهر که هیچی درست نمیشه بدترم میشه، اخه میشه هیچی نگم ؟ همه چی ررای خودش؟ من هیچ حقی ندارم؟ دنیا هزار تا اتفاق توش میوفته، من هیچ پشتوانه ای نمیخوام؟