دوستان سلام،شرمنده نگرانتون گذاشتم،مستاحرمون پانزذه روز وقت خواسته منم به شوهرم گفتم منم این پانزده روزو میمونم اینجا،امروزم تولد دخترمه شوهرم اس داده خودم شب براش کیک و کادو میخرم و میام ،دوستان دلم ازش شکستع تا حالا همچین حسی نداشتم،نمیخوام بیاد نمیخام ببینمش💔
پری جونم حالا که شوهرته دلتنگتونه و واسش مهمین که رفته با مستاجر صحبت کرده بهش یه فرصتی بده شاید بخواد جبران کنه باجه دا چوخ سخت توتما ان شاءالله که زندگانیغییز لاب یاخجه اولار