یه دفعه با مامانم رفتیم خرید اومد بگه اقا یه مداد رنگی دوازده رنگه بدید
گفت اقا یه مداد رنگی دوازده نفره بدین
مغازه ترکید از خنده منو هر کی اونجا بود
یه دفعه هم سوار تاکسی بودیم رسیدیم به یه پیچ تند
راننده هم خیلی تند میرفت اومد دور بزنه مامانم تو پیچ تو حال خودش بود داشت فکر میکرد افتاد رو راننده
وااااااای منو دوتا مسافررعقبی مردیم از خندهد
بعد مامانم نمیتونست بلند بشه از جاااااش
اخه خیلی گرد و تپله 😍😍😍😂😂😂😂😂😂