2777
2789
عنوان

کیا الان ۳۴ هفته بارداری هستن

1706 بازدید | 50 پست

کیا تو ۳۴ هفته بارداری هستن در چه عالید  و نی نی تون دختره یا پسر   وزنش چقدره   منکه ۳۳ هفته رفتم سونو ۱۷۰۰ گرم بود الان نمیدونم شماها چی تو ۳۳ هفته وزن جنین تون چقدر بود   منکه قست دارم طبعی زایمان کنم شماها چی نمی ترسید من از الان خیلی میترسم با اینکه یه طبیعی یه سزارین داشتم این بچه سومم است دختره از اولش مریض بودم الانم هیچ کاری نمیتونم بکنم تنبل شدم یا واقعا بارداری سخته شما هم بیاید از خودتون بگید مامان های گل

یک دخترم یک خواهرم یک همسرم یک مادر من دخترم قوی نباشم ضعیف نیستم

من سن بارداریم از شما کمتره ولی از الان خیلی کارا سختمه

سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن...سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ببخشیدبیست سالته سه تابچه داری

اره عزیزم بچه اولم رو تو ۱۵ سالگی  به دنیا اوردم و خداراشکر راضی هم

یک دخترم یک خواهرم یک همسرم یک مادر من دخترم قوی نباشم ضعیف نیستم
سلام من خودم تازه باردارشدم تجربه ندارم.ایشالله گل دخترت صحیح و سالم میاد بغلت برای سلامتی نی نی منم ...

فدات ایشالله بارداری آسونی داشته باشی گلم برای منم دعا کن

یک دخترم یک خواهرم یک همسرم یک مادر من دخترم قوی نباشم ضعیف نیستم
من بگم ۲۶ هفته و ۴ روزمه امروز رفتم سونو گفت ۱ کیلو و ۲۴۰ گرمه

فک کنم وزنش زیاده ماشالله 

یک دخترم یک خواهرم یک همسرم یک مادر من دخترم قوی نباشم ضعیف نیستم

منم ۳۴ و پنج روزم،  دختره ، ۳۱ هفته و ۴ روز  ۱۸۰۰ بود ، هفته دیگ میرم برا ۳۶ هفته سونو بدم ، من میخام سز بشم استرس دارم ، ۱۷ آبان زده برام ، خیلیم سنگین و تنبل شدم حال ندارم غذا درس کنم 

الیسا قشنگم همه زندگیمه😍🤤
فک کنم وزنش زیاده ماشالله 

دکتر میگفت خوبه من بچه اولمه تجربه ندارم خوبه یا نه

جان مادر بعد از ۴ سال انتظار آمدی 😍خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس،بزرگترین نعمت و با شکوه ترین لحظات دانستنی.... خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ،بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم ....بگذار آرام باشم ...ب کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی ...فاش میگویم این حس را تاکنون لمس نکرده بودم ...اینگونه عاشقی  کردن را خودت ب من آموختی...احساس خودت ب تمام بنده هایت ...آری حس مادری ام را میگویم 
من بگم ۲۶ هفته و ۴ روزمه امروز رفتم سونو گفت ۱ کیلو و ۲۴۰ گرمه

من سونو آنومالی رفتم بعد از اون گفتن تا هفته ۳۰ سونو نداری

شما چه سونویی رفتی این هفته؟

سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن...سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز