بهش گفتم یادته ی پروفایل گذاشته بودی عشق با هر کسی تجربه نکن و..حالا عشق تجربه کردی ؟گفت آره ،گفتم با کی ؟گفت با تو،گفتم یعنی تو واقعا عاشق منی ؟گفت چمیدونم/فقط اشکام سرازیر شد دیگه هیچ پیامی نداد
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
یا ابا عبدالله پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️
سلام!حال همهی ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويندبا اين همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی میگذرم که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد ونه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!تا يادم نرفته است بنويسم حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بودمیدانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازهی باز نيامدن است اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببين انعکاس تبسم روياشبيه شمايل شقايق نيست!راستی خبرت بدهم خواب ديدهام خانهئی خريدهام بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیديوار … هی بخند!بیپرده بگويمت چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شدفردا را به فا💖ل نيک خواهم گرفت دارد همين لحظه يک فوج کبوتر سپيداز فرازِ کوچهی ما میگذردباد بوی نامهای کسان من میدهديادت میآيد رفته بودیخبر از آرامش آسمان بياوری!؟نه ریرا جان نامهام بايد کوتاه باشدساده باشدبی حرفی از ابهام و آينه،از نو برايت مینويسم حال همهی ما خوب است اما تو باور نکن
ومن هم یک روز مادر خواهم شد 💛دوست دارم بچه ام پسر بشودتا اگر طلاق خواست جامعه حق را به اون بدهد،اگر زنش خیانت کرد جامعه حق را به اوبدهد،اگر باچنددخترر رابطه داشت جامعه حق رابه اوبدهد،اگرتانیمه شب خانه نیامد جامعه حق رابه اوبدهد،اگردرخیابان بلندخندید اگر شیطنت کرد جامعه حق رابه او بدهد،اگر هرشب درخیابان ها پرسه زد جامعه حق رابه او بدهد،اگر سرکشی کرد بازهم جامعه حق به او بدهد،میدانی اخر اگر دختر باشد سیگار بکشد جامعه هرزه اش میخواند،شب به خانه دیر بیاید جامعه هرزه اش میخواند،با دوستانش سفرمجردی برود جامعه هرزه اش میخواند،در خیابان بخندد یا شیطنت کند جامعه هرزه اش میخواند،اگر شوهرش به او خیانت کند جامعه اوراهمسر نابلد میخواند،اگر پسر باشد خیابان هم برایش امن تر است،دیگر نگاه سنگین هرزه چشمان دیگران ازارش نمیدهد،اگر پسرباشد برای خودش زندگی خواهدکرد نه برای باورهای پوسیده ی مردم،ااای کاش بچه ام پسرباشد چون زن که باشی نمیتوانی موقع غمت به خیابان بروی،سیگاری اتش بزنی و دود شدن غم هایت را ببینی زن ک باشی غمت را پنهان میکنی پشت نقاب ارایشت!و با رژلبی قرمز!خنده را برای لبت اجباری میکنی!اونوقت همه فکر میکنند ن دردی هست نه غمی و تنها نگرانیت پاک شدن رژلبت هست....زن ک باشی.......!
گران باش؛ گاهی برای خودت هم خط و نشان بکش، رژیمِ ارزشمندی و غرور بگیر، به دلت اجازه نده هر کار که دلش خواست بکند و با منتِ هرکس را کشیدن، تمامِ هویت و ارزشت را لگد مال کند. خودت را تحمیل نکن، بگذار انتخابت کنند! یاد بگیر اگر کسی تو را نادیده گرفت؛ بی هیچ حرف و سوالی، مسیرت را جدا کنی. خودت را از دوست داشتن و احترام هایِ یک طرفه تحریم کن. آدم هایِ این زمانه ظرفیتِ بیش از حد دوست داشته شدن را ندارند، آدم هایِ این زمانه، عجیبند، هرچقدر متواضع تر باشی، بیشتر تو را لِه می کنند! با ارزش باش، بگذار شبیهِ یک گنجینه، دنبالت بگردند، خودت را پشت هیچ ویترینی عرضه نکن، اگر هم کردی، لااقل؛ گران باش!!!💜