2777
2789
😂😂 خوش بحالت .. خوش بگذره چند ساله ها هستن خودت چندسالته

فدات عیزم/

من 18 ابجیم 22 دوتا دختر خالع هام 25 یکی دیگشونم 29/


من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

کدوم کوه😁

شکارات عاهو/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

من یکشنبه امتحان ریاضی دارم نشسته ام غصه می خورم که باید بخونم ویساشم از تو گوشیم پاک شده😔

تو صفحه سوم این تاپیک با اسکرین روش گذاشتن عکس لینکی هست  اگه به دردتون خورد واسه من یه صلوات بفرستین بلاخره منم خاله شدم🤩                                                                از محبت خارها شاخ میشوند😒اون قدیما بود گل میشدن😏.        مثل دریا باش آشغالارو پس بزن🌊.                                             حوصله بحث منطقیو داری ریپ بزن ولی اگه میخوای حرفتو به کرسی بنشونی من حوصلتو ندارم😒  
منم 15 سالمه..😁

متاهلی؟/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ن بابا... شوهر میخام چیکار اونم تو سن 15 سالگی مگه شماها متاهلین ؟

عاها/

اخع گفدی دارم دسمال میکشم ی جوری فکریدم/

ن باو مگ مغز خر خوردم متاهل شم/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
خوش بگذره قدر این روز ها را بدونید 

ب فدایت/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز