من مادرشوهرم سر دخترش باهامون سرسنگین شد دیگه خونه ما نیومد خونه بقیه میره جز ما طبقه بالای من هستن الان مریض شده شوهرم امد گفت بیا بریم یه دقیقه بشینیم بیایم نرفتم اونم چون میدونست من ناراحتم از رفتارشون چیزی نگفت خودش ده دقیقه رفت امد حالا من عذاب وجدان گرفتم میگم کاش میرفتم اما رفتاراشون فراموشم نمیشه نمیدونم چکار کنم با دل شکسته ام 🤦♀️🤦♀️