دشمنتون شرمنده ایشالله هر چی از خدا بخواید بهتون بده واقعا نمی دونستم چه جور بهش بگم نه خیلی خیلی ممنون خواهرم وقتی بچه ی دومش حامله بود شوهرش با چاقو تهدیدش کرد وطلاهاشو از دستش شکست ودراورد بعدم با اژانس روانه شهر خودمون کردش الان پنج سال از اون موقع می گذره وهنوز نتونستیم پیداش کنیم برا مهریه خواهرم طلاق قیابی گرفت الان خیلی دلشکسته وناراحته باکوچکترین حرف ما به هم میریزه لطفا براش دعا کنید ازدواج خوب امسال نصیبش بشه ببخش وقتتوتو گرفتم