از دست این همسایه به کجا فرار کنیم یه اقای پلیسی زمین پشت خونه مارو خریده کوچه پشتی محسوب میشه بماند که زمان ساخت فاصله نگرفت و پنجره گرفت پشت بام درست کرد و پسر داره که ۲۴ ساعته پشت بامه اینا دوسالی نبودن خونه رو اجاره دادن مستاجراشون کار با ما نداشتن الان دوباره برگشتن البته اون موقعی که ساکن بودن حدود سه ماه مارو روانی کرده بودن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خانومه اقا پلیسه روزا همه خانومای کوچه رو جمع می کنه به عبارتی اشپزخونه زده و تو پارکینگ خونه اشون اشپز خونه اشونه از اونجایی که دیوار برای ما بود اونا یه دزد گیر سمت خودشون زد حالا داستان دزد گیرم می گم
یه شب که هنوز ساکن نشده بودن دیدم ساعت حدود ۳ شب بود که تو حیاط خونه صدا اومد ما رفتیم حیاط متوجه شدیم یه نفر پریده تو حیاط ما رو درخت قایم شده به رو خودمون نیاوردیم که بره به اینام چیزی نگفتیم فرداش اقا پلیسه اومد دزدگیر نصب کرد به ماند که به خودش بیشتر از همه مشکوکیم در این مورد
تازه هم پنجره و هم سقفشون به حیاط و خونه ما دید داره ما دیگه بدون روسری نمی تونیم بریم تو حیاط خونه ما ویلاییه و اندازه خونه حیاط داریم فقط همین مونده بگه نیاین تو حیاط