منه بدبخت بعد ۷ سال با شوهرم و دوستش و همسرش واس اولین بار اومدیم شمال ویلای استخردار گرفتیم بچه هامونو خوابوندیم رفتیم تو آب همینکه رفتیم بچه منه بدبخت بیدار شد بدجوری ترسیده بود اصلا آروم نمیشد بچه دوستمون هفت پادشاهو خواب میدید الان من نشستم پیش بچم بیدار نشه بترسه اونا دارن خوش میگذرونن 😔