2821
2789

همش عشق و عاشقیه..اتفاقه خاصی نیوفتاده

زندگی بافتن یک قالیست.نه همان نقش و نگاری که تو میخواهی...نقشه را اوست که تعیین میکند....تو فقط بافنده ی خوبی باش...نقشه را خوووووب ببین...نکند آخره کار قالی زندگی ات را نخرند!!!

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

کاش میشد وویس فرستاد

تایپش طول میکشه 😅😫

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .

عَبِد عاشق نجلا شده نجلا قبلاً ازدواج كرده و ي بچه داره اما نشون ندادن شوهر سابقش و بچه اش چي شدن 

ثريا خواهر عبد شوهرش زندانه چون زده چشم ي نفر و نابينا كرده 

عطا هم نامزده شيرينه

نجلا با عمه اش و پدرش زندگي ميكنه ك يكي ار فاميلاي مادرش خواستگاره شه و نجلا نميخوادش 

ي برادر هم

 نجلا داره ك گويا عراقه


شده آيا كه غمي ريشه ب جانت بزند ....

عبد (حسام منظور) تو کار قاچاقه، جنس از مرز رد میکنه، یکم لات و لوته و مکانیکی داره.. داشته از دست مامورا فرار میکرده که سرش زخمی میشه، همینطوری در حین فراااار 🏃🏻‍♂️ جلوی بیمارستان داشتن مجروح میبردن، قاطی بقیه میشه مجروح میبره داخل بیمارستان(حالا مامورا هم هنوز دنبالشن) مریضو تحویل میده، باد همینطوری از سرش داشته خون میومده، یه پرستاره میگه وایسا همکارم بیاد بخیه بزنه..

بعد این داشته از پنجره بیرون مامورارو نگاه میکرده خانوم پرستاره هی بهش میگه برگرد زخمتو تمیز کنم، این حواسش نبوده.. تاااا اینکه به سرش رو برمیگردونه با خانوم پرستار (نجلا) چشم تو چشم میشه و یک دل نه صد دل عاشقش میشه 😍😂

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .
عبد (حسام منظور) تو کار قاچاقه، جنس از مرز رد میکنه، یکم لات و لوته و مکانیکی داره.. داشته از دست ما ...

بقیه آدمای فیلم هم مهم نیستن 😂 همین دو مفر مهم بودن

نجلا قبلا ازدواج کرده بوده و بچه داره ولی فکر کنم انگاری بچه ش هم مرده( من اینطوری متوجه شدم) 

یه خواستگار کنه ی دیگه هم داره اما کلا نمیخواد ازدواج کنه

باباش هم شیخ سرشناسی هست

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .
خلاصه بگو

من خلاصه گویی بلد نیستم باید با رییییز جزئیات تعریف کنم 😂😂

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .
عاشقتم خیلی خوب گفتی 😘🥰

😂😂😂 فدا 

امشب هم تو این قسمت عبد رفت بیمارستان تا با نجلا صحبت کنه، دختره هی بهش گفت نه نمیخوام ازدواج کنم و عبد گفت از وقتی دیدمت دست و دلم به کار نمیره، اییینقدر گیر داد که نح

جلا بهش گفت قبلا ازدواج کرده و یه بچه هم داره، عبد اول فکر کرد نجلا داری بلف میزنه، اما وقتی دختره گفت و رفت عبد هیچی نگفت و یه قطره اشک از چشماش چکید 🥺🥺🥺🥺

ولی اونقدی عاشق دختره شده که فکر کنم براش مهم نباشه و از قسمت بعد دوباره بیافته دنبالش 😁

🌱  فإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا  🌱 به یادآر شبی را که با بغض و گریه سر کردی و هر ثانیه انگار جان می دادی و تصور میکردی که این شب، تمام نخواهد شد.اما صبح ، با تلنگر آفتاب بیدار شدی، رسوبات غم را از صورتت تکاندی نفس عمیقی کشیدی، ازجایت بلندشدی و ایستادی تا قـویتر از روزهای قبل، برای آرزوهایت، تلاش کنی .غصه ها همینقدر کـوتاهند و سختی ها همینقدر زودگذر .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز