😂😂😂 فدا
امشب هم تو این قسمت عبد رفت بیمارستان تا با نجلا صحبت کنه، دختره هی بهش گفت نه نمیخوام ازدواج کنم و عبد گفت از وقتی دیدمت دست و دلم به کار نمیره، اییینقدر گیر داد که نح
جلا بهش گفت قبلا ازدواج کرده و یه بچه هم داره، عبد اول فکر کرد نجلا داری بلف میزنه، اما وقتی دختره گفت و رفت عبد هیچی نگفت و یه قطره اشک از چشماش چکید 🥺🥺🥺🥺
ولی اونقدی عاشق دختره شده که فکر کنم براش مهم نباشه و از قسمت بعد دوباره بیافته دنبالش 😁