دوستان من وقتی مادرشوهرم اینا یه حرفی میزنن من ناراحت میشما اما اروم جواب میدم خونسردیمو سعی میکنم حفط کنم یه جواب منطقی هم میدم و تمام ..ب خیالم اینکه طرف دیگه ادامه نمیده ..اما دوباره سری بعد میان همون حرفو میزنن ...فکر میکنم چون من قیافه خونسردی به خودم میگیرم اونا فکر میکنن بهم برنخورده ...برای اینکه ناراحتیمو بروز بدم چیکار کنم ....مثلا مادرشوهرم میگه کفش پاشنه بلند وای از کجا خریدی .پاشنه بلند میپوشی ؟.منم اروم بهش میگم شوهرم خریده (درصورتیکه دخترخودشم داره ها زودتر از من خریده) بعد میرم ،،دوباره چندروز بعد همون کفش و میبینه دوباره همون جمله رو میگه ،،انقد تکرار کرد اخرش یکبار گفتم ابجی(دخترش) هم که داره از این کفشا ،لال شد ،،احساس میکنم باید بهش بپرم یا جواب محکم بدم تا بفهمه بدم اومده اگه اروم باشم نمیفهمه هی ادامه میده ،دوستان با تجربه بیان بگن لطفا
عزیزم مادر شوهرت که چیزی نگفته کجایه حرفش زشت بود من نفهمیدم؟
تو ئه رویت و من ته نها سه یرت ئه کم،، لات سه یر نه بیت که ناگریم،، له دوای تو یه ک ته مه نم بو گریان هه یه،، به لام بو سه یر کردنی تو ته نها ئه م ساته ماوه.
باور کن هر چی بیشتر بیخیال باشی بیشتر میسوزن هر بار حرفی زد فقط لبخند بزن یا بگو آره دوست دارم این مدلی من که مادرشوهرم خیلی گیجه مثل مال شما یه چیو هی تکرار میکنه من یا لبخند میزنم یا سرمو میکنم تو گوشیم یا وسط بحثش پامیشم میرم بیرون بیشتر میسوزه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چیزی نگفته عزیزم ولی میفهمم چرا ناراحت شدی به خاطر تکرار یه حرف بارها و بارها و احتمالا اوایل اینجوری نبودی وقتی هی یه چزی و تکرار میکنی بیخیال نمیشه عصبی شدی ولی ناراحت نباش واسه این چیزا کوچیک خودت و آزار نده و بی اعتنا باش
99/09/09 خدای مهربونم ممنونم شروع بهترین اتفاق زندگی من و تو ...آرامش آرامش آرامش
ن مثلا دخالت میکنه کلا نطر بیجا میده اصرار میکنه کاری ک اون میگه ما انجام بدیم ...
فقط شوهرته که حسابه حرف بقیه برات مهم نباشه. فوقش یه بار در هفته بری خونه مادر شوهرت پس اهمیت نده جوابم نده که نرن به شوهرت بگن گستاخی می کنه شوهرتم بر علیه تو بشه
تو ئه رویت و من ته نها سه یرت ئه کم،، لات سه یر نه بیت که ناگریم،، له دوای تو یه ک ته مه نم بو گریان هه یه،، به لام بو سه یر کردنی تو ته نها ئه م ساته ماوه.
ن مثلا دخالت میکنه کلا نطر بیجا میده اصرار میکنه کاری ک اون میگه ما انجام بدیم ...
خانواده شوهر منم اینجوری بودن وهستن انقدر تکرار میکنن اگه ببینم من اونجور که میخوان رفتار نمیکنم به شوهرم میگن در کل باید حرف خودشون به کرسی بشونن، الان دیگه شدت قبل و نداره چون خانواده شون پاشیده ولی بازم بعضی مواقع پدر شوهرم هی اصرار میکنه میگم باشه کار خودم و میکنم یا باز ببینه من انجام ندادم به شوهرم هی میگه منم با لبخند و مهربونی و با ناز کردن خودم جواب قانع کننده میدم خودش میفهمه بیخیال میشه البته نه کامل چون چند وقت بعد ریست میشه دوباره میگه
99/09/09 خدای مهربونم ممنونم شروع بهترین اتفاق زندگی من و تو ...آرامش آرامش آرامش
چیزی نگفته عزیزم ولی میفهمم چرا ناراحت شدی به خاطر تکرار یه حرف بارها و بارها و احتمالا اوایل اینجور ...
اره بابا هرسری میگه مثلا من جارو برقیم از این موشکیاس مال خواهرشوهرم از اون سطلیاس هی تا بحث جارو برقی میشه میگه موشکی بدردنمیخوره ...خوب ادم ناراحت میشه دیگه .جالبه خودش از اطهارنطر بدش میاد اما نطر فراوان میده همه جا ...میخواد بگه من بلدم حرف من درسته ...اصن ب تو چ جارو برقی ما چ مدلیه والا کی گفته باید مثل مال توباشه ..توکار جاریم اصن از این جراتا نداره