روزي كه تعطيله و اون خونست هميشه دعواست
انتظار داره زود بيدارشم بدوام بهش خدمت كنم
دنبال بهونه ست
مارو برد بيرون يه كفش براي بچه بخره انقدر الكي غرغر كرد اعصابم بهم ريخت با هم از صبح دعوامونه
گفتم چيه انقدر غرميزني براي خونه ي ننت غر ميزني خب پاشو برو
گفت نميرم و داد وبيداد كرد و برگشت خونه
از وقتيم اومده يه سره تو گوشيشه عنتر