دیشب با شوهرم دعوام شد گفتم با مامانم برو سر زمین گفت بابات بره دیگه بی عرضس و فلان بی غیرته گفتم تو که بی عرضه نبودی چرا زن و خونتو از دست دادی تو که غیرت داشتی چرا مچ زنتو با پسر خالش گرفتی هیچ غلطی نتونستی بکنی گف اونام مث تو اومده بودن واسه تیغیدن گفتم نه که خیلی مال و اموال داری واسه همونه خودش شروع کرد من فقط ازش خواستم با مامانم بره با دعوام نگفتم