ماه آخر بارداریمه و اومدم خونه مادر شوهر که نزدیک بیمارستان باشم برا زایمان، شوهرم سرکاره و پیشم نیست، مادر شوهر روزی یه وعده غذا بیشتر نمیاره، منم روم نمیشه خودم پاشم برم سر یخچالشون، خیلی ضعف دارم و گشنگی، کاشکی بچم زودتر دنیا بیاد برگردم خونه
بهشت از همون جایی شروع میشه که به خدا اعتماد میکنی...
عزیزم بارداری بچت گناه داره پاشوبرو یه چیزی بخور ازفردام بیسکویت و چیزی کنارخودت داشته باش
میدونی تنهادلیل ارامش زندگی من اینه که برام مهم نیست دیگران درموردم چه فکری میکنن😊دیگران اگه فکرکردن بلدبودن یه فکری به حال خودشون میکردن😁برای رسیدن به حاجتم یه صلوات مهمونم کن دوست گلم🌹
رو شدن نداره تو بارداری عقل اون نمیرسه تو دلت ب حال بچت بسوزه ب حال خودت بسوزه پاشو یه چیزی بخور خاک بر سر اون مادرشوهر ک بخواد ناراحت شه تو رفتی سر یخچالش...