ب پیر بازش کردم ولی قبل اینکع بخونمش کار برام پیش اومد/
بعدش دیگ وقتی دیدیم فک کردی عمدی بودع/
رفتم دوبارع چک کردم اونموقع یادم اومد ج ندادم/
ازون لبخندای کجکی دیگ نفرس/
ابدی ترین رفیق من /
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/