بهترين روزهاي عمرم
پدرم هرشب كه خونه مي اومد يك ساعت باهامون بازي ميكرد
قبل از اومدنش سفارش هاي هرشب منو خواهرام رو ميگرفت(خوراكي و اين داستانا)
كلي چيز خوب ديگه واقعا عالي بود عاشق پدر و مادرم كه گذاشتن از بچگي لذت ببرم چون مطمئنم ريشه ي خيلي مشكلات ادما بر ميگرده به كودكي