وای خیلی خندیدم، چقد مقاوم به دارو بودی تو😀
من همینکه دکتر بیهوشی گفت تموم شد میتونی دراز بکشی پاهام شروع کردن داغ شدن، دراز کشیدم بعد دکتر اومد خودشو معرفی کرد یه کم صحبت کردیم بعد توضیح داد میخواد چیکار کنه در همون حین داشتن پرده رو میزدن و اونورش مشغول بودن
دکتر رفت اونور پرده گفتم دکتر بیحس نیستما، گفت مشکلی نیست یه کم صبر میکنیم همینجوری داشت میپرسید اسم بچه چی گذاشتی و فک میکنی چه شکلی باشه اینا یهو صدای گریه پسرم اومد و گفتن مبارکه
منم هاج و واج مونده بودم فک میکردم هنوز شروع نکردن😂😂😂