2777
2789
عنوان

چی کار کنم

| مشاهده متن کامل بحث + 73 بازدید | 20 پست

تا اینکه ی روز حس کردم واقعا مثه برده ها باهام رفتا میشه تصمیمو گرفتم باهاش صحبت کردم گفتم ما کنار همیم ک همو خوشحال کنیم همدیگرو ب آرزوهامون برسونیم برا هم آرامشو راحتیو امنیت بیاریم ن زور و اسارت اونم گفت الان تو دامن کوتاه بپوشی یعنی خوشحالی و راحتی؟گفتم نه ببین من میگم بیا ب نقطه تعادلمون برسیم یعنی ی جاهایی بپوشم ی جاهایی ک اوکی نیست نمیپوشم بهش گفتم تو روز اول منو دیدی میدونی از چ خانواده ایم و حدو حدود خودمو میدونم پس بهم اعتماد کن و بزار ب اختیار خودم...حالا توام باهاش صحبت کن ارومو منطقی ایشالا ک جواب میده مشکلتون حل میشه عزیزم

حالم داره بهم میخوره امروز باهاس صحبت نکردم گفتم فعلا تا چند روز نمیخوام حرف بزنم دارم فکر میکنم تما ...

نه اینکارو نکن لج نکن مردا لجوج ترن حرصی میشن اذیت میکنن سعی کن با خنده قربون صدقه باهاش صحبت کنی و اوکیشو بگیری

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

چی بگم انقدر بدم امده ازش که فقط دوست دارم فرار کنم

فرار کنی ک چی...ببین این مرد نه ی مرد دیگه بالاخره با هرکی ازدواج کنی همین بحثا هست ... پس تلاش کن با سیاست زنونه رامش کنی کم کم بشه اون ک تو میخوای مدام بهش بگو چش هرچی تو بگی ولی ی جور پیش برو ک همه چی اونجور شه ک تو میخوای

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108