2777
2789
عنوان

دلم خونه😔

466 بازدید | 49 پست

عصر دعواکردم باشوهرم  ، خیلی از دستش عصبانی بودم  همش گیر میده و چک میکنه بهم میگ اینکارو نکن اونکارو بکن و ایراد میگیره و غر میزنه گاهی... 

خیلی بدبین و تهمت زن هستن و خلاصه اینکه دعوامون شد و اون  شیشه شکست مثل هفته قبل.

منم هرچی از دهنم درمیومد گفتم و تااینکه  گفت ۱۰۰ملیون میدم ک بری و تمومش کنیم.... 

دلم ریخت،بااینکه خسیس بود ولی این حرف بعید بود ازش.گفتم بزار فکر کنم... 

100 میلیونو بگیر برو .چون ادم بدبین هیچوقت درست نمیشه 

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

۲۷سالمه... میترسم ازطلاق

27 سنی نیس .از اینکه بقیه عمرتو عذاب بکشی خیلی بهتره .بخدا من یکیو میشناسم دقیقا عین شوهرت حتی به زنش میگف حموم نرو .میگف وقتی حموم میری انگار داری به من خیانت میکنی .اگه خودتو وزندگیتو دوس داری برو 

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792