برای تویی که دیگر نه تنها دوستت ندارم بلکه از تو متنفرم ؛ روزی که وارد دنیایم شدی روی ابرها بودم و حالا لبهی پرتگاهی هستم که اگر برای نجات خودم برگردم و تو آنجا باشی من بی شک به دره خواهم پرید ، بین من و تو فقط فرزندمان میماند که ؛ آرزو میکنم هرجای این کرهی خاکی که باشد ، بهترین ها نصیبش شود