من نامزد هستم و هنوز سر خونه زندگی خودمون نرفتیم.مادر شوهرم خیلییی حساسه و ..همیشه خدا مشکل داره.برا تولدمون گفت سرم درد میکنه همش پکر بود با خاهرمم و خاهر شوهرم و برادر شوهر و ..رفتیم بیرون برادر شوهرم وخاهرم دوستن..بعو قبل رفتن ما گفت سرگیجه دارم خلاصه ما رفتیم و تا بیایم برا شام دیر شد خاهرمم با خودمون بردیم بعد اصن نیومد جلو در پیشواز .ی ده دقیه هم بود نشسته بودیم رفته بود اونور خلاصه اصن محل نکرد چند روز بعدش ما درفتیم درمانگاه برا شوهرم زنگ زدیم بهش ک اینجا فشار خون میگیرن بیا ببین چرا سرگیجه داری و خودمونم رفتیم بعد زنگ زد ب شوهرم دعوا که اره چرا رفتین شما مگه من مسخرتوننم....سر هر کاری ک ما داریم ی چیزیش هست یا سر درد داره یا...چیکار کنم از دستش؟
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
میدونم همه مردا معمولا همینطورن .. من نمیگم بد باش باهاشون نه معمولی باش جلو همسرت اونطوری که دوس داره باش همسرت که نباشه کم محل کن اصن بدون شوهرت سعی کن تنها نشی باهاشون که هر رفتاری بشه شوهرت ببینه هیچوقتم پیش شوهرت از خانوادش هی گله شکایت نکن بدشونمیاد.. فقط توموارد مهم بهش بگو با ملایمت خوش زبونی بگو که به تو بگم بهتره که حلش کنی تا منو خانوادت رومون تو رو هم باز نشه
نمیشه شوهرم روی رفتارم با اونا حساسه یجورایی رگ خابش اینه
خب فقط ظاهری خوب باش الکی فقط بخاطر همسرت ولی همین اول کاری بزار هیچ چیز برات مهم نباشه چ مادرشوهر خواهر شوهر چی میگن چون زتدگیت بعدا ب مشکل برمیخوره بیخیال باش یجورایی