سلام دوستان
من نامزد هستم و هنوز سر خونه زندگی خودمون نرفتیم.مادر شوهرم خیلییی حساسه و ..همیشه خدا مشکل داره.برا تولدمون گفت سرم درد میکنه همش پکر بود با خاهرمم و خاهر شوهرم و برادر شوهر و ..رفتیم بیرون برادر شوهرم وخاهرم دوستن..بعو قبل رفتن ما گفت سرگیجه دارم خلاصه ما رفتیم و تا بیایم برا شام دیر شد خاهرمم با خودمون بردیم بعد اصن نیومد جلو در پیشواز .ی ده دقیه هم بود نشسته بودیم رفته بود اونور خلاصه اصن محل نکرد چند روز بعدش ما درفتیم درمانگاه برا شوهرم زنگ زدیم بهش ک اینجا فشار خون میگیرن بیا ببین چرا سرگیجه داری و خودمونم رفتیم بعد زنگ زد ب شوهرم دعوا که اره چرا رفتین شما مگه من مسخرتوننم....سر هر کاری ک ما داریم ی چیزیش هست یا سر درد داره یا...چیکار کنم از دستش؟