گفت دیگه نمیخوامت
گذاشت خونه بابام و به مامانم گفت اصلا دختر شما خوبه فرشته ولی من دیگه نمیخوامش ۵ساله ام زورکی تحمل کردم
چقدر مردا از جنس سنگ ان همه خوبیام همه خاطره های خوبمونو فراموش کرد رفت
خانوادم میگن جدا شو
خودمم میبینم خانوادم راست میکن
ولی بغض خفم میکنه یاد خاطره ها و دوتایی بودنامون میوفته خیلی وابستش بودم خیلیییییی
یعنی میتونم راحت فراموش کنم!؟
هم اینکه دوستام میگن جدا بشی همه پسرا به چشم سواستفاده بهت نگاه میکنن کسی دیگه واسه ازدواج سمتت نمیاد ۲۱سالمه