سلام
من وشوهرمبا دوتا از خواهرشوهرام قهربودیم خلاصه بعد از مدت ها با پیشقدم شدن من گفتیم خونه پدرشونجمع شیم رفع کدورت شه
شوهرمن تک پسر
ما نزدیکای ساعت شش پاشدیم بیاییم مادرشوهرم یه بارم تعارف نکرد شام بمونید
همیشه این طوریه حتی یه بار نمیگه شام یا ناهار بمونید
درحالیکه دختراش موندن شام
به خدا قسم مسئله ی من شکم نیست ادم خونه خودش کوفت بخوره بهتر ازاینه خونه چنین زنی شیشلیک بخوره ولی ادم ضایع میشه اوناروشام نگه می دارن ولی مارواصلا
چهجوری تلافی کنم؟
مادرشوهرم خونه ماهم نمیاد که بتونم تلافی کنم
خونه دختراش و مادرش وبقیه میره ولی خونه ما نمیاد
حتی دخترش پاشد نقل بیاره بخوریم پاشد زود از دستش گرفت که اونو نیار مال مادرم
یا قبلا شوهرش میگف چرا انجیل نمیاری عروسمون بخوره میگف اونونگه داشتم مربا درست کنم
حالا انگار من یه دونه انجیل میخوردم مربای اینناقص میشد
ولی میاد خونه من من همه رفتاراش یادم میره
عقد همبودم میرفتم به من املت یا جگر مرغ یا کوکو می پخت ولی به دامادهاش خورشت وبرنج وسوپ به راه بود